هيچ قدرت و تحولى جز از خداوند وجود نمىگيرد او اراده خدا را برتر از هرچيز مىداند و شعار اللّه اكبر روح آدمى را قوى مىگرداند او طرق عبوديت و ذلت انسانها و نيروهاى طبيعى را از گردن به دور مىاندازد اقبال آن شاعر اردو زبان چه نيكو و شيرين مىسرايد :
هركه پيمان با هو الموجود بست * گردنش از بند هرمعبود رست
مؤمن از عشق است و عشق از مؤمن است * عشق را ناممكن ما ممكن است
عقل در پيچاك اسباب و علل * عشق چوگانباز ميدان عمل
فايده پنجم ايمان ، قدرت بيشتر روحى :
مؤمن از يك موضع برتر و اعتماد بيشتر به نفس و توكل به خداى غالب بر هرچيز ، تكامل مادى و معنوى خود را به دور از تكبر و تملق و تذلل و با حوصلهمندى زياد از راه تلاش در اسباب و علل جهان طبيعت مىآغازد و تا پيروزى نهايى ادامه مىدهد .
مؤمن در جهانبينى توحيدى خود نه تنها براى تأمين زندگانى فردى و فاميلى خويش كه براى رفاه عمومى انسانى خدمت مىكند ،