سپتمبر ، پروفسور ساموئل هانتينگنون در نظريه معروف « برخورد تمدنها » پيشبينى كرده بود . درست پس از فروپاشى بلوك شرق و در حالى كه جهانيان پس از فريب به نيم قرن زندگى در پرتو جنگ سرد و تهديد خطر جنگ جهانى سوم ميان كمونيسم و سرمايهدارى خود را آماده مىكردند تا به استقبال عصر جديد پروند هانيتنگتون نظريه معروفش را مطرح كرد . او هشدار مىداد كه درست است خطر برخورد ميان دو قطب سوسياليسم و سرمايهدارى رخت بربسته اما در افق ابرهاى تيره و تارى در شرف جمع شدن هستند ، ابرهايى كه نخواهند گذاشت امنيت و آسايش بر جهان حاكم شود . او نام اين ابرها را « برخورد تمدنها » گذاشت و قرن بيست و يكم را قرن برخورد تمدنها اعلام كرد .
از ميان هفت تمدن عمده او روى دو تمدن اسلام و غرب انگشت گذاشت و پيشبينى كرد برخوردهاى خونين ميان اين دو تمدن در راه است . بسيارى با پيشگويى شوم او به مخالفت برخاستند .
در ايران نه تنها با نظرات هانتينگتون مخالفت شد . بلكه خود او نيز متهم گرديد به اين كه نظريهپرداز سياست خارجى جريانات جنگطلب امريكاست . برخى سعى كردند تا با بهرهگيرى از تئورىهاى روابط بين الملل ، بطلان نظرات هانتينگتون را به اثبات
دين و زندگانى (فارسى) — صفحة 182
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٨٢