تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسايل سياسى (فارسى) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
يهينه عند اللّه و لم يضع امر ماله فى غير حقه و عند غير اهله الاحرمه اللّه شكرهم و كان لغيره و دهم فان ذلت به النعل يوما فاحتاج الى معونتهم فشر خليل و ألأم خدين . » « آيا سفارش مىكنيد كه پيروزى را با ستم بر زيردستان خود بدست آورم به خدا قسم تا دنيا باقى است « 1 » ، چنين نخواهم كرد اگر مال شخصى من بود حتما ميان آنان مساوات برقرار مىكردم چه رسد به اينكه مال ، مال خدا است بخشش مال بدون حق ، اسراف است كه بخشش‌كننده را در دنيا بلند مىبرد ولى در آخرت پايين مىآورد اين گونه بخشش‌ها آدم را نزد مردم گرامى مىدارد و نزد خدا پست . هيچ‌كس مال خود را در جاى نادرست و غير اهلش نگذاشت مگر اينكه خداوند شكر مال را ( از جانب گيرندگان نااهل ) بر او حرام كرد و دوستى آنان براى غير اوست ( چه جمله خوب و عبرت‌گير ) اگر روزى اين مرد به كمك آنها ( اطرافيان مفت‌خور خود ) محتاج شود آنان را بدترين و سرزنش‌كننده‌ترين دوستان ميابد . ( چه رسوايى ) » على بر سر اين حرف خود ايستاد و مشكلات زيادى را متحمل شد و حتى جمعى از ياران او از كنارش پراكنده شدند .
هامش
( 1 ) - ما سمر سمير . . . تا زمانيكه شب‌نشينان شب‌نشينى كنند و ستاره عقب ستاره بيايد . ( كنايه از دوام و بقاء ) .