والى كوفه ، از مردم زكات فطر را مطالبه مىكند ، مردم كوفه براى اولين بار ، يك حرف جديد را شنيدند ، از كوفه تا بصر ، شايد بيشتر از دوصدكيلومتر نباشد ، تا زمانىكه ابن عباس بهعنوان والى در بصره نرفته بود ، كسى از زكات فطر خبر نداشت ، وقتى ابن عباس متوجه شد كه اين مردم از زكات فطر چيزى نمىدانند و براى آنان جمله زكات فطر يك حرف تازه است ، به مأمورين خود دستور داد تا كيفيت و احكام زكات فطر را براى مردم ياد بدهند .
در قديم ارتباطات نبوده و پيغمبران ، به هيچوجه نمىتوانستند ، صداى خود را به گوش مردم دنيا برسانند ، تبليغ دين بر اساس معجزه نبوده ؛ بلكه به شكل متعارف صورت مىگرفت ، معجزه بسيار كم واقع مىگرديد ، انسان نه منكر معجزه باشد و نه تمام كارهاى انبياء را بر اساس معجزه بداند . انبياى الهى ، مثل ما و شما در دار اسباب زندگى مىكردند ، همانگونه كه كارهاى مردم ، بر اساس اسباب و مسبّبات انجام مىشود ، كارهاى انبياء نيز بر اساس اسباب انجام مىشد ، پيغمبر باشد يا افراد عادى ، مؤمن باشد يا كافر ، هركسىكه باشد ، همه بايد طبق قانون سببيت عمل نمايد ، كسى از اين امر مستثنى نمىباشد .
بنابراين ممكن نيست كه خداوند متعال جل جلاله كسى را به پيغمبرى مبعوث كند و بگويد : پيام مرا به همهى مردم دنيا برسان ! در حالىكه رساندن پيام براى او ممكن نباشد ، در سابق نه موتر وجود داشت ، نه
خصايص خاتم النبيين (ص) (فارسى) — صفحة 204
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٠٤