تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
خدا ديده شود ، معلوم مىگردد كه او داراى جزء مىباشد . يعنى اگر بعض اجزاى خدا ديده شده است و بعضى ديگر هم ديده نشده ، به اين معنى است كه خدا اجزاى مختلف دارد و چيزىكه داراى اجزا باشد مخلوق گفته مىشود ؛ زيرا خالق داراى جزء نمىباشد . هرچيزىكه داراى اجزا باشد مركب است و به چشم ديده مىشود . چيزىكه به چشم ديده شود محاط گفته مىشود .
« وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ »
« 1 » مخلوق هيچ‌گاه محيط به خالق نمىشود . انسان هرچه بالا برود ، در واقع نمىتواند به علم خدا محيط كردد . در اين‌جا مىخواهم به اين موضوع نيز اشاره كنم كه علم نيز بر سه قسم مىباشد كه اكنون به ترتيب در مورد آن‌ها صحبت مىكنم .

اقسام علوم

1 - علم حسى علمى است كه يك موضوع را با چشم خود مىبينيم و با گوش خود مىشنويم . مثلًا صداها را با گوش خود مىشنويم . رنگ‌ها را با چشم خود مىبينيم . آتش را به چشم خود مىبينيم . اين شنيدن‌ها و ديدن‌ها حسى است ، وجود آن‌ها را انسان حس مىكند . 2 - علم حصولى ، مسائل عقلى است ، انسان استدلال مىكند . با استدلال‌هاى عقلى موضوع را ثابت مىكند . به اصطلاح ، به قياس شكل اول منطق ، استدلال مىكند . مثلًا وقتى از آتش ياد مىشود ، صورت آن در ذهن انسان مجسم مىشود . آتش در باطن انسان وجود ندارد ، اگر مىداشت انسان
هامش
( 1 ) - بقره / آيه 255