فرمود ، به هيچيكى از پيغمبران خود عطا نفرموده است .
« فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى »
خدا وحى نمود بهسوى بندهى خود ، آن چيزهايى را كه وحى نمود .
اسرار يا وحى ويژه
احتمالًا در شب معراج بود كه خداوند جل جلاله بسيارى از اسرار و معلومات را به پيغمبر بزرگوارش تعليم داد . آيه مباركه فقط اشاره به مطلب مىكند ، مجال توضيح آنها در اين آيه وجود ندارد تا همه آنها را بيان مىكرد .
« فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى »
به قول امروزى ، تلگرافى بهصورت مجمل و مبهم مىفرمايد :
« فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى »
خداوند جل جلاله نمىخواست ، تمام اسرارى را كه به پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم تعليم فرموده است براى ديگران نيز فاش كند .
« فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى »
پس وحى كرد بهسوى بندهاى خود آن چيزهايىرا كه وحى نمود . تمام حقايقى را كه لازم بود براى پيغمبر مكرم اسلام صلى الله عليه و آله و سلم بيان داشت . شايد مصلحت نبوده كه خداوند جل جلاله چيزهايى كه به پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم تعليم نمود ، براى ديگران نيز فاش شود . «
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى »
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم خيلى بالا رفت ، در يك روايت دارد كه جبرئيل تا سدرة المنتهى به همراه آنحضرت صلى الله عليه و آله و سلم رفت ، بعد از آن جبرئيل نتوانست پيغمبر را همراهى كند . سدرة المنتهى ، شايد آخرين مرز بين جهان مادى و جهان معنوى باشد . بقول سعدى كه مىگويد :
به دو گفت سالار بيت الحرام * كه اى حامل وحى برتر بران
بگفتا فراتر مجالم نماند * بماندم كه نيروى بالم نماند
اگر يك سر موى برتر روم * فروغ تجلى بسوزد پرم