تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
خداوند متعال جل جلاله خطاب به سيد و سالار انبياء حضرت خاتم النبيين صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد :
« قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ »
« 1 » رسول من ! به مردم بگو ! من مثل شما يك انسان هستم ، فرق ما با شما اين است كه خدا به ما وحى مىكند ، خداى ما و شما همان خداى يگانه است . سعدى در اين مورد شعر خوبى دارد ، هرچند من استدلال به شعر نمىكنم ؛ ولى شعر سعدى ، خوب و مطابق قاعده است ، او مىگويد :
يكى پرسيد زان گم كرده فرزند * كه اى روشن گهر پير خردمند زمصرش بوى پيراهن شنيدى * چرا در چاه كنعانش نديدى ؟

بوى پيرهن يوسف عليه السلام

خطاب به حضرت يعقوب عليه السلام است كه او يوسف را به حسب ظاهر گم كرده بود و نمىدانست در كجا است ! كشته شده يا جايى رفته است ؟ مىگويد : كسى به حضرت يعقوب عليه السلام گفت : اى پير خردمند و دانا ، تو بوى پيراهن يوسف را از مصر استشمام كردى ، چرا موقعىكه يوسف در ميان چاهى در همين نزديكىهاى تو بود او را نديدى ؟ حضرت يوسف عليه السلام وقتى پيراهن خود را به دست برادرش داد كه ببرد
هامش
( 1 ) - كهف / آيه 110
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 173 | الشيخ محمد آصف المحسني