من احتمال مىدهم كه آيات مباركه ، در طول راه قبل از اينكه پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم به مدينه برسد ، به صورت جمع يا به صورت تدريجى براى آنحضرت صلى الله عليه و آله و سلم نازل شده است .
« وَ لَوْ قاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً »
مشركين مكه به اين فكر بودند كه يكمرتبه به حديبيه حمله كنند و مسلمانان را قتل عام نمايند ، منتهى بعد از اينكه مشركين شنيدند مسلمانان همه يكدست و متحد هستند و همه با پيغمبرشان بيعت كردهاند كه تا پاى جان با دشمنان او بجنگند ، ترسيدند و تصميم خود را عوض كردند ، در أثر همين ترس بود كه صلح معروف حديبيه ، بين مسلمانان و مشركين منعقد گرديد . قرآن مجيد در اين آيه ، به همين موضوع اشاره مىكند و مىفرمايد : هرچند كفار قريش به همان تصميم خود باقى مىماندند و بر شما حمله مىكردند ، باز هم شكست مىخوردند و شما آن توانايى را داشتيد كه آرايش آنان را در هم بكوبيد ، پس از شكست ، كفار قريش نه دوستى براى خود داشتند و نه يارى دهندهاى براى خود مىيافتند . درآنصورت شما مكه را به راحتى فتح مىكرديد ؛ اما مصلحت ايجاب مىكرد كه پيغمبرشما به جاى جنگ با آنان ، صلح را انتخاب نمايد .
قرآن مجيد مىخواهد هم جواب مشركين را كه مىخواستند بر مسلمانان حمله كنند بدهد و هم جواب منافقين و متخلفين را كه فكر مىكردند ، پيغمبر و همراهانش از مكه زنده بر نمىگردند . لذا مىفرمايد :
« وَ لَوْ قاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ »
اگر مشركين برشما حمله مىكردند شكست مىخوردند ، «
ثُمَّ لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً »
شايد مراد اين باشد كه اگر شما به دنبالشان به مكه هم مىرفتيد ، دوستى براى آنان نمىيافتيد و يارى كنندهاى براى آنان نمىديديد ، آنان حتى در نزد همكيشان خود نيز ذليل مىشدند .
« سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا »