تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
كه مشركين مكه ، پيغمبر و يارانش را مىكشند و اسلام براى هيشه نابود مىشود ، شما از ترس جان خود با آنان نرفتيد .
« وَ زُيِّنَ ذلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ »
اين وسوسه‌هاى شيطانى در قلب‌هاى شما زينت يافت .
« وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ »
و گمان بد پيدا كرديد كه پيغمبر حتماً كشته مىشود و اسلام نيز از بين مىرود .
« وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً »
شما بدست خود ، خود تان را به هلاكت انداختيد . طبيعت انسان‌ها ايجاب نمىكند كه به گناهان خود اعتراف كنند ؛ بلكه به جاى اقرار و اعتراف بهانه جويى مىكنند . دراين‌جا مناسب است كه نسبت به بعضى از بهانه جوىهاى مردم كه در قرآن به آن‌ها اشاره شده است قدرى اشاره نماييم .

بهانه جويىهاى كفار

1 -
« إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ »
وقتى به آنان مىگفتند : چرا شما اين بت‌ها را مىپرستيد ؟ در حالىكه اين‌ها همه از فلز ، سنگ ، چوب و چيزهاى ديگر ساخته شده‌اند و بدتر از همه اين‌ها بدست خود شما ساخته شده‌اند ، چرا اين‌ها را پرستش مىكنيد ؟ ! مشركين براى جواب دليل منطقى نداشتند ، مجبور مىشدند به بهانه جوى بپردازند ، مىگفتند : چه‌كار كنيم ؟ پدران ما اين كار را كردند و ما نيز مجبوريم به روش آنان عمل كنيم . وقتىكه هيچ دليلى نداشتند ، گناه‌شان را به پدران خود حواله مىكردند . مشركين اصلًا فكر نمىكردند كه پداران‌شان جاهل‌تر از خود آنان بوده‌اند و بايد در روش خود تجديد نظر كنند .