برنامه چنين است :
1 - بيگمان خداوند تنها مالك حقيقى همه چيز است ، و از لحاظ آفرينش و توانايى و دانش و چارهسازى ولايتى تامّ و تمام دارد ، و براستى اوست كه زنده مىكند و مىميراند و همهء كارها ( و چيزها ) به او بازگردانده مىشود ( و منوط به ارادهء اوست ) ، و ما جز نمايندگان ( و گماشتگانى ) از جانب او در مورد داراييهايى كه او به ما داده نيستيم ، پس روا نيست دستور پرداختى را كه او مىدهد رد كنيم ، زيرا اوست كه مالك واقعى و حقيقى است .
2 - انفاق تنها گواه راستين بر پايبند بودن انسان به پيمانى است كه خداوند در عالم ذرّ از او گرفته است .
3 - چرا انسان بدين دارايى ، در حالى كه براى او باقى نمىماند ، بخل ورزد ؟ مالى كه يا آدمى خود آن را ترك مىكند و مىگذارد ، يا آن مال به ديگرى منتقل مىشود . / 8 آرى ، آدمى لختى آن مال را به عنوان جانشين در اختيار دارد ولى هر دارندهء مالى مىميرد تا مال به مالك اصلى آن ، خداى تعالى باز گردد .
4 - وانگهى ، انفاق براستى چيزى به ذات بىنياز ستودهء خداوند نمىافزايد ، و سود و زيان ، هر دو به انسان خود بر مىگردد ، زيرا اگر كسى انفاق كند دارايى خود را مىافزايد و جامعهء خويش را مىسازد و به پاداش و خرسندى خدا دست مىيابد ، امّا اگر بخل ورزد ، حاصلى جز تلف و عقب ماندگى در دنيا و گونه گون عذاب در آخرت بر نمىچيند .
اين سوره به مسائلى ديگر نيز كه به انفاق مربوط مىشود مىپردازد .
دوم : عدالت اجتماعى به عنوان هدفى است كه تمام رسالتهاى الهى براى آن فرستاده شده و تمام انبيا و اوليا براى آن كوشيدهاند ، چنان كه مىسزد كه تمام مؤمنان به رسالت براى استقرار آن بجنبند و بكوشند ، و اين عدالت جز به وسيلهء رهبر صالح ( پيامبر يا ولىّ ) ، و نظامى شايسته در بعد سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى و پرورشى ، و با ترازويى كه خطا كار را از درستكار باز شناساند ، و سلاح كارآمد براى نظام ، استقرار نمىيابد .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 8
مساهمون: احمد آرام
ص٨