شعاع آفتاب در زمستان بهصورت لغزنده در روى زمين مىتابد . در تابستان شبها كوتاه مىشود و برعكس در فصل زمستان شبها دراز مىشود . فصول چهارگانه ، مانند بهار ، تابستان ، خزان و زمستان ، هركدام اينها با توجه به اختلافاتىكه در آنها ديده مىشود همه علت دارند . در فصل بهار هوا بسيار خوب است ، سبزهها از زمين بيرون مىشود ، درختها به انواع مختلف شگوفه مىكند ، انسان حيات طبيعت را مشاهده مىكند . بقول حافظ كه مىگويد :
نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد * عالم پير ديگر باره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقيقى به سمن خواهد داد * چشم نرگس بهشقايق نگران خواهد شد
در تابستان هوا گرم مىشود ، ميوههاى رنگارنگ بهوجود مىآيد . سپس خزان مىشود ، برگ درختان زرد مىشود . آهسته آهسته مىخواهند به خواب بروند . بعد از خزان ، زمستان مىآيد ، هوا زياد سرد مىشود ، گياهان در ظاهر مىميرند و درختها مانند چوب خشك ديده مىشود . اين چهار فصل نيز مربوط حركت انتقالى زمين است كه بهدور خورشيد مىچرخد . شب و روز نيز به واسطه حركت وضعى زمين به وجود مىآيد . در اين مورد هرچند صحبت كنيم خوب است ؛ زيرا معرفت انسان نسبت به خالق بيشتر مىشود ، ايمان انسان نسبت به پروردگارش محكمتر مىگردد ، محبت انسان نسبت به خالق و آفريدگارش زياد مىشود . كسانىكه منكر وجود خدا هستند ،