تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
سپس پنهانى به سوى خانواده خود رفت و گوساله فربه ( و بريان شده‌اى را براى آن‌ها ) آورد ، ( 26 ) و نزديك آن‌ها گذارد ، ( ولى با تعجب ديد دست بسوى غذا نمىبرند ) گفت : « آيا شما غذا نمىخوريد ؟ ! » ( 27 ) و از آن‌ها احساس وحشت كرد ، گفتند : « نترس ( ما رسولان و فرشته‌گان پروردگار توايم ) ! » و او را بشارت به تولد پسرى دانا دادند . ( 28 ) در اين هنگام همسرش جلو آمد در حالى كه ( از خوش‌حالى و تعجب ) فرياد مىكشيد به صورت خود زد و گفت : « ( آيا پسرى خواهم آورد در حالى كه پيرزنى نازا هستم ؟ ! » ( 29 ) گفتند : « پروردگارت چنين گفته است ، و او حكيم و داناست ! » ( 30 ) ( ابراهيم ) گفت : « ماموريت شما چيست اى فرستادگان ( خدا ) ؟ » ( 31 ) گفتند : « ما به سوى قوم مجرمى فرستاده شده‌ايم . . . ( 32 ) تا بارانى از « سنگ - گِل » بر آن‌ها بفرستيم ؛ ( 33 ) سنگ‌هايىكه از ناحيه پروردگارت براى اسرافكاران نشان گذاشته شده است ! ( 34 ) ما مؤمنانى را كه در آن شهرها ( ى قوم لوط ) زندگى مىكردند ( قبل از نزول عذاب ) خارج كرديم ، ( 35 ) ولى جز يك خانواده با ايمان در تمام آن‌ها نيافتيم ! ( 36 )