زمين سخت و نا هموار مىبود ، چگونه بشر از آن استفاده مىكرد ؟ و چهقسم زراعت مىكاريد ؟ يا اينكه برعكس زمين بهقدرى نرم مىبود كه در وقت راه رفتن پاهاى انسان در آن فرو مىرفت ، زندگى چهقدر سخت و دشوار مىشد .
« وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها »
ما زمين را براى شما فرش كرديم ، چه فرش مناسبىكه از قالين ابريشمى امروز نيز به مراتب بهتر است . چه حكمتى در روى اين فرش به كار رفته است ؟ ! گلهاى رنگارنگ ، درختهاى مختلف ، كوههاى سر بهفلك كشيده ، جنگلهاى زيبا و نهرهاى خروشان كه در گوشه گوشهى اين كره خاكى جريان دارند ، اينها را چه كسى براى ما فراهم نمود ؟ جواب قانع كننده اين است كه بگوييم خدا آنها را براى ما فراهم نموده است . اگر ما اين را قبول كنيم كه خدا همه چيز را براى انسانها فراهم نموده است ، آيا ما به عنوان يك موجود عاقل نبايد از پروردگار خود تشكر كنيم ؟ ! آيا عقل ما حكم نمىكند تا به آن قدرت لايتناهى تسليم شويم ؟ انسان عقل دارد و بايد به عقل خود مراجعه كند ، عقل بر ما حكم مىكند كه از عمق جان به خداى واحد مدبر و توانا كه چنين نظام بديع را بهوجود آورده تسليم شويم و با كمال ميل از نعمتهاى او تشكر نماييم .
ناسپاسى انسانها
واقعيت اين است كه بشر به ناسپاسى عادت نموده است ؛ در حالىكه تمام حكمتهاى خدا را به چشم خود مشاهده مىكند ، بازهم خدا را شكر نمىكند .
« قُتِلَ