تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
طبق دستور وى حيوانى را حاضر كردند و او را بر آن حيوان سوار كردند ؛ خواست راه بيافتند ، ديد كه حيوان حركت نمىكند . هارون الرشيد آن را به فال بد گرفت و گفت : عُمر من به آخر رسيده و ديگر زنده نمىمانم . حالا بايد قبرى را برايم آماده كنيد و بعد از مرگ مرا در آن دفن نماييد . هارون الرشيد ، در اواخر حكومت خود به خراسان زندگى مىكرد و مركز حكومت او در شهر مشهد فعلى بود و قبر او را نيز در همان‌جا كه خودش دستور داده بود كندند ؛ وقتى قبر آماده شد به او خبر دادند . هارون الرشيد وقتى آمد به‌طرف قبرش نگاه كرد يك مرتبه آهى كشيد و اين آيه مباركه را تلاوت كرد .
« ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ ، هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ »
آه نه مال دنيا مرا بىنياز كرد و نه قدرت دنيا برايم باقىماند ! . هارون الرشيد مال فراوان در اختيار داشت و قدرت زيادى هم داشت ؛ زيرا او از بزرگ‌ترين خلفاى عباسى محسوب مىشد و تمام كشورهاى اسلامى در قلمرو حكومت او قرار داشت و شايد يك حصه از چهار حصه دنيا در اختيار او بود . نقل مىكند وقتى ابر در آسمان ظاهر مىشد ، هارون الرشيد رو به طرف ابر كرده خطاب مىكرد ، اى ابرها برويد هرجا كه مىخواهيد بباريد ؛ زيرا در هرجايى كه بباريد از قلمرو سلطنت من خارج نمىشويد . يعنى در هرجايى كه باران ببارد كشور من است و تحت سيطره حكومت من قرار دارد . تا اين حدود غرور و تكبّر بر او غلبه كرده بود ؛ ولى سرانجام كارش بجايى رسيد كه آيه مباركه را مىخواند كه
« ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ ، هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ »
واى برمن ! نه مال درد مرا دوا كرد و نه قدرت مرا نجات داد . مردم اورا با دستان خالى دفن كردند . اين‌گونه پشيمانى براى انسان سودى ندارد . انسان بايد قبل از مرگ در موقع توانايى توبه كند . توبه لحظات آخر