نظريه دوم : بعضى از مفسرين مىگويند كه موازين به معنى جمع ميزان نيست ؛ بلكه جمع موزون است . اگر جمع موزون باشد مراد خود عمل است ؛ بهاصطلاح ، عمل وزن مىشود . بهنظرمن هردو نظريه معنى واحدى را مىرسانند و هيچگونه فرقى باهم ندارند ، به هرحال در آيه بعد مىفرمايد .
« فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ »
او در زندگانى بسيار خوبى قرار دارد كه از آن كاملًا راضى است .
مسلماً كسانىكه ترازوى عمل صالح آنها سنگين است راضى و خوشحالاند ؛ در واقع آنان در جاىگاهى قرار دارند كه براىشان رضايت بخش است و از پاداش عمل خود راضى هستند .
« وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ »
و اما كسانىكه وزن عمل خوب آنها ( ترازوى عمل ) آنها سبك است .
دسته دوم : كسانىكه در دنيا عمل خوب و شايسته انجام ندادهاند ، از دنيا مفلس و با دست خالى آمدهاند ( چيزى به همراه ندارند ) معلوم است كه در چه حالت قرار دارند ؟ بهعنوان مثال وقتى جوانان در يك دانشگاه درس مىخوانند و بعد از زحمتهاى زياد در امتحان نهايى شركت مىكنند ، چنانچه در اين امتحان كامياب شوند خوشحالاند ؛ زيرا مستحق لسانس مىشوند ؛ ولى اگر ناكام بمانند ، ناراحت و شرمنده هستند ؛ در اينصورت كسانى را كه ناكام ماندهاند ، دوباره در دانشگاه راه نمىدهند . هميشه سرگردانند و ناراحتاند كه بهكجا پناه ببرند . قرآن مىفرمايد :
« فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ »
پس پناهگاه او هاويه است . آنهاىكه در امتحان روز قيامت ناكام مىمانند پناهگاهى جز هاويه ندارند .