انسان در دنيا همسر خود را دوست دارد . اگر كسى به او اهانت كند و يا ضرر برساند تا سرحد مرگ از او دفاع مىكند ؛ اماّ عذاب قيامت همهى پيوندها را از ياد انسان مىبرد ؛ نه محبت و دوستى مىماند و نه علاقهى زن و شوهرى ، نه برادرى و همدلى ، هيچ چيز در آن روز وجود ندارد ؛ به همين علت انسان مجرم آرزو مىكند كه اى كاش ! همسر و برادرش را بهجاى او عذاب كند .
« وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ »
كاش ! قوم مرا در عوض من به دوزخ بياندازد . قوم مرا بهجاى من عذاب كند ؛ ولى مرا نجات دهد . در دنيا كسانى هستند كه براى منافع قوم خود مشكلات طاقت فرسا را متحمل مىشوند ؛ اماّ در قيامت اينگونه نيست ، در آن روز انسان مجرم حاضر مىشود كه تمام قوم و اقارب خود را فديه دهد تا به جاى او عذاب كند ؛ ولى خودش را از عذاب قيامت نجات دهد .
« وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ »
آنقدر ترس و وحشت سراسر وجود مجرمين را فرا مىگيرد كه آرزو مىكنند : تمام مردم روى زمين را در آتش دوزخ عذاب كند ؛ ولى او از اين عذاب وحشتناك رهايى يابد . در واقع مجرمين در روز قيامت اين آرزو دارند كه اگر اختيار تمام مخلوقات روى كره زمين را مىداشتند ، همه را فديه مى دادند تا جان خودشان را نجات دهند . اين يك امر واضح است كه هركس جان خود را بيشتر از ديگران دوست دارد . دوستى انسانها در دنيا بهخاطر منافع آنهاست ؛ بهعنوان مثال ، همسر حود را دوست دارم ، چونكه همسر من است ، فرزند خود را دوست دارم ، چونكه فرزند من است . قوم خود را دوست دارم ، براى اينكه قوم من است . در واقع انسان همه چيز را بهخاطر خود دوست دارد . در آخرت انسان واقعيتها را مىداند و عذاب خدا را از نزديك مشاهده مىكند و به همين دليل مشكل است كه