نظريات ذيل داده شده .
1 . مراد از تسبيح اشياء حدوث و امكان اشياء و احتياج آنها به اراده حضرت حق مى باشد ، زيرا سراسر عالم ماده و امكان در حدوث و بقاء خود طبق قانون فلسفى و كلامى محتاج به افاضه حضرت واجب الوجود است ، پس ممكنات آناً فآناً به زبان طبيعت خود خدا را موجود بى نياز و فياض اعلام ميدارند .
2 . چون جهان داراى نظام بديع و واجد آخرين درجه حكمت و اتقان است و هر جزء جهان داراى فوايد بيشمارى است كه دلالت بر علم و قدرت و حكمت بى پايان آفريدگارش مى نمايد و از همين دلالت تعبير به تسبيح شده .
3 . همه ممكنات مسخّر اراده مؤثّر حضرت احديت است و گويا قرآن مجيد تسخير مزبور را به تسبيح بيان داشته است .
به نظر نگارنده اين تفاسير تماماً ناقص است ، و عجالتاً دو دليل براى نقص آنها ذكر مىشود .
دليل اول : تسبيح به اين سه معنى براى همه كس معقول و معلوم است در حالى كه قرآن مى فرمايد تسبيح اشياء را شما نميدانيد
( وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ )
لذا نتيجه مى گيريم تسبيح