بزنند ، آن حضرت براى شفاعت با وى به مزنل اقايش تشريف برد و فرمود كه به واسطه دير آمدن مواخذه اش نكنند ، اهل خانه آن كنيزك را به احترام تشريف فرمايى آن حضرت از بردگى آزاد ساختند .
حضرت فرمود الحمد لله من از اين دوازده درهم ، بابركت تر دوازده درهمى نديده ام دو برهنه را پوشاند و يك كنيز را آزاد كرد .
خواننده عزيز اين مختصر نمونهاى از اخلاق وسيع پيشواى عظيم الشأن انسانيت پيغمبر بزرگوار ما مى باشد ، و تفصيل ين جزء به تأليف كتاب مستقلى ميسور نيست . « 1 »
شما همين قدر مختصر را به دقت مطالعه نماييد سپس به وجدان خود مراجعت كنيد كه ايا هدف آن حضرت جز امتثال
هامش
( 1 ) - اگر به جز عفو عمومى پيغمبر در موقع غالب شدن بر مكه از كفار قريش كه بالاترين اذيت ها را به آن حضرت وراد كردند ، نمى بود از براى اثبات روحانيت مطلقه آن حضرت كفايت مى كرد مناسب است تفصيل اين قصه را در كتب تواريخ مطالعه نماييد .