تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن يا سند اسلام (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
اگر چيزى نداشت پيراهن تن حضرتش را بخواهد ، آن حضرت پيراهن تنش را به او داد . 30 - كفش و لباس خود را ، خود پينه مى كرد و وصله مى زد . 31 - يك وقتى لباس نداشت حضرت على ( ع ) به دوزاده درهم پيراهنى براى آن حضرت - كه پيشواى تمام مسلمانان بود - خريد ، ولى آن حضرت فرمود اگر ممكن شود آن را عوض كن و پيراهن ارزان تر بخر ! بالاخره خود با على تشريف برده پيراهنى به چهار درهم خريدند در اثناى راه چشم پيغمبر بزرگوار به كنيزكى افتاد كع گريه مى كرد فرمود چرات گريه مى كنى ؟ عرض كرد اهل خانه درعمى كه براى خريد به من داده بودند مفقود شده . حضرت چهار درهم را به او داد . بعدا به مردى عريانى عبور فرمود كه مى گفت هركس مرا بپوشاند خدا او را از لباس هاى بهشتى بپوشاند ، حضرت پيراهن خود را به آن مرد داد ، و به چهار درهم باقى مانده يك پيراهن ديگرى براى خود خريد . در موقع مراجعت به خانه ديد كنيزك هنوز نشسته حضرت فرمود چرا به منزل نرفت‌اى ؟ عرض كرد دير شده مى ترسم مرا