ثانى خود خوانندگان را به قران ارجاع دهم تا وحى بودن قرآن به نظر شان قطعيت پيدا كند .
1 -
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ
( بقره 256 )
اكراه و اجبارى در دين نيست ؛ زيرا رشد از گمراهى آشكارا شده ، پس كسى كه منكر ( طاغوت ) شود و به خدا ايمان آورد به ريسمان محكمى كه قابل پاره شدن نيست ( حقيقت مطلق ) همانا چنگ زده است و خود را نگهداشته است . در اين آيه يك دنيا استغناء و متانت و يقين و اعتماد به خود ، جلوه مىكند .
2 -
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
( قصص 56 ) .
تو نمى توانى كسى را كه دوست دارى هدايت كنى ولى خداوند است كه هركسى را خواسته باشد راهنمايى مىكند .
در اين آيه حقيقت به طرز جالبى ظاهر است و با مبالغه و گزاف گويى مبارزه شده .
3 -
وَ ما أَكْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ
( يوسف 103 ) .