خود را درك كردند و از ادامه نشر آن جلوگيرى به عمل آوردند و مصلحت را در آن ديدند كه جزو تاريخش قرار دهند ، و تا امروز ( 1971 ) ديگر اسمى از معارضه قرآن نبردند و از زيادتى رسوايى و افتضاح خود جلوگيرى كردند .
اينك آن دو سوره !
1 . سورهاى كه در مقابل سوره فاتحه درست كرده بودند : « الحمد للرحمن ربّ الاكوان ، الملك الديان ، لك العبادة ، وبك المستعان اهدنا صراط الايمان » .
و گفته اند كه اين جمله ها متضمن تمام مطالبى است كه در سوره فاتحه بيان شده در حالى كه از سوره مذكور كوتاه تر هم است .
2 . سورهاى كه در مقابل سوره كوثر آورده اند : « انا اعطيناك الجواهر فصل لربك و جاهر و لا تعتمد قول ساحر » به تحقيق كه ما عطاء كرديم به تو جواهر را پس نماز بخوان از براى پروردگارت و آشكارا كن و اعتماد مكن گفته جادوگر را .
بيچاره ها گمان كرده بودند كه معناى معارضه با قرآن اين است كه بعضى از الفاظ قرآن را تغيير داده ولفظ ديگرى بجاى آن
قرآن يا سند اسلام (فارسى) — صفحة 112
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١١٢