تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن يا سند اسلام (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
حالا شما خواننده عزيز فكر كنيد كه اگر حضرت پيغمبر مأموريت خدايى نمى داشت آيا كار خود را از نقطه‌اى شروع مى كرد كه صد درصد مخالف محيط و عصر او باشد ؟ « 1 » و كارى كند كه همه را دشمن خود گرداند و جان خود را با اين بيزارى صريح از بتها در خطر بيندازد . مگر تمام سران دنيا و طالبان حكومت خواست اكثريت را خصوصاً در اول كارشان مراعات نمى كنند ؟ و علاوه بر آن آيا يك فرد متعارف همچو يك مفكوره عالى و جامعى مىتواند داشته باشد ؟ ! كه عبادت و معبود را به نحوى توضيح و معرفى كند كه قرن ها بعد عقول متفكرين و نوابغ نتواند در آن خللى پيدا كند ؟ حالا كه موضوع اعجاز قرآن در اين باره معلوم شد اينك
هامش
( 1 ) -« وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ »( ص / 4 و 5 ) تعجب كردند از اين كه آمد ايشان را بيم دهنده‌يى از خودشان و كافران گفتند اين شخص جادو گر و دروغ گواست ، آيا قرار داد خدايان و معبود ها را خدا و معبود واحد ؟ اين چيزى عجيبى است ! ! !