به هر حال قرآن لفظ و معناى او از جانب خداوند است و همانگونه كه معروف و مستدل است فصاحت قرآن از قدرت بشر بيرون بوده و معجزه است . بنابر اين الفاظ قرآن خدايى است چون فصاحت از صفات الفاظ و عبارات است .
در پايان خوانندگان عربىدان را به مطالعه احاديث نبوى در كتب حديثى ارجاع مىدهم تا الفاظ و عبارات و جملات كلام آنحضرت را زياد مطالعه كنند سپس بين آن كلام و آيات قرآن مقايسه نمايند تا بدانند كه قرآن از كلام پيامبر نيست .
در مورد اصل دوم ، اولا مىگوييم : كه قرآن همهاش كلام آفريدگار جهان و انسان است كه به همه چيز تا ابد دانا و بر همه چيز توانا مىباشد و احتياجى به قرائتهاى مختلف و يا تاويلات اين و آن خصوصا مرعوبين فرهنگ مادى ندارد .
و ثانيا قرآن بر اساس قواعد لغت عرب و ظهورات لفظى در عصر رسالت بايد تفسير و تبيين گردد و نيز اعتبار قرايب لفظى و عقلى - عقل نظرى و عملى - در تفسير عدهاى از آيات مفيد و حتى لازم است و اين امور در قرائت هر متن بر اساس روش عقلايى لازم است ، تا به مقصود صاحب كلام بطور صحيح برسيم .
ثالثا ، اينكه مىگويند فهم دين در انحصار علماى دينى نيست و همه كس مىتواند قرائت خود را از آن داشته باشد ، كلام باطل و بيهوده است . فهم هر رشته نظرى در عين حالى كه در انحصار كسى نيست
مباحث علمى دينى (فارسى) — صفحة 20
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٠