مورد رضاى من است . و نيز در تحقيق مطالب كفاية الاصول كه شرحى بر آن مىنوشتم و كتب زياد را مطالعه و نظر خود را انتخاب مىكردم ، آن شرح بعدا در اول تسلط كمونستان بر افغانستان و رفتن من به حج و سوريه و سپس به ايران همانند پاره ديگر از نوشتهها و كتابهاى من از بين رفت .
تجربه سوم
روزى در قندهار پس از مدتى كه از نجف اشرف آمده بودم و مشغول جماعت و خطابت و موعظه و درس بودم ( آن وقت منزل ما در بازار توپخانه نزديك چوك آن بازار بود ) حكم يك امرى كه فعلا از يادم رفته در ذهن من مورد ترديد قرار گرفت كه آيا حرام است يا جايز ؟
بلافاصله بذهنم رسيد كه وقتى مثل اين بنده كه چندين سال درس خارج فقه را خوانده است و حكم اين عمل براى او روشن نيست مردم مسلمان عوام چگونه اين حكم را بدانند و بالاخره تصميم گرفتم بايد كتابى بنويسم كه همه محرمات نفسى را گردآورى و ادله آنها را پيدا كنم ، و فورا در پهلوى ساير وظايف روزانه خود به آن مشغول شدم ابتدا قرآن مجيد را مطالعه و محرمات آن را در دفترى به ترتيب حروف تهجى يادداشت كردم ، سپس كتاب وسايل كه در بسيت جز چاپ شده بود مطالعه و محرمات شرعى را به همان ترتيب ياداشت نمودم و بعد به تاليف كتابى بنام « حدود الشريعه فى محرماتها » مشغول شدم و تقريبا به مدت دو سال . و اين كتاب در دو جزء به اتمام رسيد .