به مطالعه آن كتاب كه مختصر و مفيد و آراى صاحب كتاب مدلل بود ادامه دادم و هر جا كه با نظر آن زمان من مخالف بود نظر خود را در اوراق جداگانه به شكل تعليقه نوشته و در بين صفحات كتاب مذكور مى گذاشتم از همين جا نظرم بر اين شد كه فعلا من دو وظيفه دارم يكى درس خواندن و نوشتن آن و مطالعه چند كتاب پيرامون آن درس . و دوم مطالعه مسايل مستمسك العروه و تأمل در آنها و اظهار نظر در مورد آنها و مانند اكثر محصلين خارج خوان متوجه تنها درس خواندن و درس فهميدن نبودم كه از جهت دوم ( مطالعه به قصد اظهار نظر خود ) غافل باشم ، و از همين زاويه به شكل تدريجى قدرت اجتهاد و تحصيل ملكه اجتهاد براى من پيدا شد .
تجربه دوم
بعد از اين مرحله يك موقع تصميم گرفتم مسأله حجاب و نظر را تنها از ديد قرآن و سنت ، تحقيق كنم و به اقوال فقها اهميت ندهم كه در اين مورد ارتكاز متشرعه مشتبه به غيرت مىشود ، و اين تصميم را عملى كردم و اين رساله مطابق موازين معمولى اجتهادى به پايان رسيد ، اين رساله بعدا ناپيدا شد ، تا كه امروز من نظرهاى آن دوره از عمر خود را مىديدم . در سالهاى اخير اقامتم در نجف اكثر اوقات من به تحقيق در علم كلام مىگذشت كه محصول آن سه جزء صراط الحق است كه تا كنون سه مرتبه ( يك بار در عراق ، و يك بار در مشهد و نوبت اخير در قم ) بچاپ رسيده است كه مطالب كتاب در غالب ، هنوز