هركس - چه كافر بغيض و چه مؤمن شريف - مىتواند بوسيله آن بعزت و قدرت برسد چه اين توسل حرام باشد چه حلال ،
كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً .
مستقل نبودن موجودات در وجود تكوينى شان دليل مستقل نبودن آنها از نظر خواست و نيازمنديهاى محدود ما نمىشود .
توحيد خالص را نبايد به غبار ايده آليزم و انكار واقعيتهاى محسوس مكدر كنيم و تفصيل و تحقيق اين بحث بايد در محل ديگرى بيان گردد .
بهر حال محبت خداوند را مىتوان بعنوان بهترين غايت براى تهذيب اخلاق بيان نمود . و در تصحيح آن به مقدماتى كه ذكر شد نيازى نداريم .
در حديث صحيح هارون ، امام صادق مىفرمايد : بندگان سه دستهاند : دستهاى خدا را از ترس جهنم مىپرستند ، اين عبادت عبادت بردگان است و دستهاى او را بطمع ثواب مىپرستند و اين عبادت عبادت تجار و بازرگانان است و دستهاى او را از روى محبت مىپرستند و اين عبادت آزادگان است . ولى اين داعى و انگيزه براى دسته جات خاصى است كه نفوس خود را در مراحل ابتدايى تا حدودى به انگيزه ترس از جهنم و طمع در بهشت تصفيه كرده باشند و دوستى حق در دلهاى آنان به وسيله علوم ( فلسفه و كلام و علوم تجربى ) و عبادت مستقر شده باشد .