هدف مفسده دار و وسيله داراى مصلحت باشد . در اين جاست كه سؤال مىشود آيا هدف مبرر و توجيهگر وسيله است يا نه ؟ آيا براى رسيدن به هدف مىشود بهر وسيلهاى اقدام كرد يانه ؟
نكته اساسى از نظر عقل و اخلاق اينست كه هدف و وسيله آن بايد ارزيابى شود مصلحت و مفسده آنها در ميزان معقولى سنجيده شود چنانچه مصلحت هدف بيشتر از مفسده ارتكاب وسيله باشد وسيله مباح مىشود و گر نه از تعقيب هدف بايد صرف نظر نمود شايد در اصل اين مطلب هم اختلافى بين صاحب نظران نباشد و آنچه كه مورد اختلاف شديد و محتاج ببحث طولانى است تشخيص ميزان و معيار معقوليت است كه مصلحت و مفسده هدف و وسيله آن با آن سنجيده مىشود .
اديان و مكاتب ، ايدئولوژىها ، ملتها و دولتها ، قومها هركدام از خود ارزشها و موازين خاصى دارند كه بر مبناى آنها حكم به اباحه وسيله و حرمت آن مىكنند گو اينكه گروههائى هم بدون در نظر داشتن معيار ، وحشيانه و كور رفتار مىكنند .
كمونيستها براى دولتى كردن سرمايهها و منابع توليد و به اسارت در آوردن ملتها در دست حزب ، كشتن ميليونها انسان را مباح مىدانند ، تا چه رسد به دروغ و اتهام و اغتشاش و ايجاد قحطى و رعب و ترس و فريب دادن و مكر و خدعه و امثال آن و حتى براى آسان شدن كار از پذيرفتن اصول اخلاقى مورد اتفاق بشريت سرباز مىزنند و به آنها استهزاء مىكنند ! كاپيتاليزم غربى براى حفظ آزادى مهار نشده فردى و رقابت آزاد از تمام اصول
روش جديد اخلاق اسلامى (فارسى) — صفحة 248
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٤٨