فراگرفته است . « 1 »
بلى پشيمانى ، توبه است و انكسار در مقابل حق تعالى كه از عجب بهتر است و گرنه مطلق شادى از عمل صالح مذموم نيست و حتى از لازمه ايمان است .
بهر حال تا اينجا چهار مرتبه عجب و خود پسندى را فهميديم .
1 - كار بدش را خوب پندارد ، كه بدترين مراتب عجب است در قرآن مىخوانيم : آيا شما را از زيانبارترين مردم از نظر عمل خبر بدهيم ؟ كسانى اند كه كارشان بى نتيجه بوده و پنداشتهاند كه كار خوبى كرده اند .
2 - بخاطر ايمان و عمل صالح بر خدا منت نهد كه علامت حماقت آدمى مىباشد و در قرآن نيز از آن فى الجمله نهى شده است .
3 - خود را از تقصير و كوتاهى در انجام مراسم عبوديت بدور بداند . در صورتى كه لازمست آدمى هميشه خود را مقصر بداند ،
« فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ »
خود را تزكيه نكنيد .
4 - نازيدن به عمل صالح ولى سرور قلبى بر آن عيبى ندارد وحتى از لازمه ايمانست و زمينه ساز تكرار عمل و شكر گزارى از خالق خود و بر توفيق بر خير .
هامش
( 1 ) - ص 428 همان مصدر و قريب منه صحيح آخر عنه ( ع ) و لاحظ ص 228 ج 71 بحار انوار ايضا .