اراده خداوند در افعال اختيارى ما به معناى افاضه قوت و توانائى ماست كه اختيار ما در استعمال آن قوه به خير و شر محفوظ است . . اگر فرضا اراده حق تعالى بوجود فعل و يا بعدم فعل ما مستقيما تعلق گيرد فعل ضرورى الوجود يا ضرورى العدم مىشود فعل مذكور فعل اللّه مىشود نه فعل العبد . و اين گونه موارد ازمحل بحث ما كه افعال اختيارى انسان است خارج مىباشد .
عنصر دوم - اعتماد به نفس
تمام ابزار خود سازى و تحصيل اخلاق اسلامى در باطن ما قرار داده شده و ما در جهت دهى نفس خود به خارج از خود ( بجز لطف عام خدا نيازمند نيستيم و بايد در اين راه از خدا استمداد كنيم . ما چه از نظر تاريخ و چه از نظر مشاهدات خود مىدانيم كه در بين افراد انسان اشخاص مهذب ، جا رسيده ، كامل ، متخلق باخلاق حميده وجود داشته و دارند ، وعده آنان هم كم نيست ، گو اينكه خودكامگان نالايق و جاماندههاى بى هدف به مراتب از آنان بيشتر مىباشد .
بلى اين سروران جهان معنويت با اتكاى به خويشتن و يارى جستن از استعداد خدا دادى خود سعى و تلاش نمودهاند تا به قله پيروزى نسبى رسيدهاند و درين پيروزى هيچ معجزهاى به سراغ آنان نيامده است و نه خداوند درباره آنان از ابتداى كار الطاف