براى اين پندار بى معنى و حتى مخالف برهان و عيان ، سه عذر مىآورند :
الف - شيطان در گمراهى انسانها نقش قوى دارد و پايدارى در مقابل او بيهوده است .
جواب : شيطان جز وسوسه اثر بيشترى ندارد . لذا روز قيامت به پيروان خود مىگويد : من بر شما تسلطى نداشتم جز وسوسه نمودن مرا ملامت نكنيد . نفسهاى خودتان را ملامت نمائيد . آرى
إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً
مكر او ضعيف است . باز هم در قرآن مجيد آمده است .
إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ
تو بر بندگان من تسلطى ندارى مگر بر گمراهانى كه از تو پيروى كنند .
ب - همه چيز تابع قضا و قدر الهى مىباشد و انسان در سرنوشت خود نقشى ندارد .
اين شبه براى عوام و حتى جمعى از اهل علم مبتدى و متوسط گمراه كننده بوده است . انسان طبعا ميل ندارد مسؤليت اعمال خود را بذمه بگيرد و قضا و قدر بهترين راه فرار است كه همه تقصيرات خود را به آن نسبت دهد ، زهى نادانى .
واقع اينست كه قدر و قضا به معنى صحيح آن « 1 » با آزادى و
هامش
( 1 ) - بعقيده نگارنده باستناد روايات معتبر معناى قدر و قضا واضح است ( قدر مقدم بر قضا است ) دانشمندان فلسفه و كلام در تفسير آن به بيراهه رفتهاند و مردم را سر گردان ساختهاند تاجائيكه امروز اين دو كلمه به شكل معما در آمده است خواننده محقق بصراط الحق مراجعه كند .