دوم - خوشبينى به زندگانى
مسلمان به لحاظ اسلام و ايمان خود انسان با هدف و با رسالت است و كسى كه بى هدف باشد مؤمن نيست و اين موضوع در اين جا قابل بحث نيست ، آنچه كه در اين جا لازم به تذكر مىباشد اينست كه مؤمن نبايد به زندگانى بدبين باشد و از اصلاح خود و ديگران و خدمت به حق و حقيقت مأيوس باشد كه در نتيجه آدم كسل و بيكاره و باطل بار مىآيد درست است كه آدم نبايد بسيار خوش باور باشد ولى بدبينى بدتر از خوش باوريست . نااميدى خطرناكتر از آرزوهاى دور و دراز . ما بايد باور داشته باشيم كه بوسيله زبان ، قلم و قدم مىتوانيم مطابق فهم و علم خود در حدود شرايط موجوده به ديگران خدمت كنيم . و تحصيل علم و كمال و لو براى خودش مفيد است و مىتواند كه به جائى برسد و جا رسيدگان كامل حالات استثنائى و كرامات فوق العادهاى نداشته اند .
وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ
.
مأيوس شدن و بدبين بودن چرخهاى اراده و تصميم آدمى را فلج مىسازد و او را از غايات و مقاصد دينى و دنيوى خودش بدور نگه ميدارد . اعتماد بنفس ، خوشبينى آدم را به جهان و جريانات آن تا حدودى تضمين مىكند خصوصاً كه مؤمنين به حكمت خداوند ايمان دارند . و همه جهان و حوادث آن را به آخرين درجه كمال و