جهان چنين گفت « 1 »
( . . . من اكنون در جستجوى آزادى برآمدهام و براى آنكه بتوانم آنچه در دل دارم بر زبان آورم باينجا ( امريكا ) پناه آوردهام ، من در خانوادهاى چشم به دنيا گشودهام كه هرگز نام خدا در آن بميان نمىآمد ولى وقتى كه بزرگ شدم دريافتم كه بدون ايمان به خدا زندگى امكانپذير نيست ، و از همان روز كه نور ايمان در قلبم درخشيد كمونيسم براى من مفهوم خود را از دست داد . . . )
ملاحظه نمائيد كه تشنگى فطرت جز به آب زلال خداشناسى بر طرف نميگردد و اين تشنگى را شايد اكثر بىدينان و خدا ناشناسان گاهگاهى درك كنند .
( خروشف ) در مسكو بجمال عبدالناصر رئيس جمهور سابق مصر گفته بود كه ( دالس ) وزير خارجهء اسبق امريكا كه پدرش كشيش بود - خيال مىكند كه كشيش است ولى من از او به خدا نزديكترم ( دالس ) اصلا قلب ( وجدان ) ندارد « 2 »
اين سخن گاهى از دهن اين ديكتاتور ضد مذهبى بيرون شده بود كه عبدالكريم قاسم ملك فيصل را كشته و رژيم عراق را عوض كرده بود و خاورميانه احتمالا مورد حملهء غرب قرار گرفته بود در حالى كه شوروى آمادگى حمله و آغاز جنگ سوم را نداشت خروشف در
هامش
( 1 ) ص 102 كتاب استنباط از خدا
( 2 ) رجوع شود بكتاب سيماى جمال عبدالناصر نوشتهء هيكل