عليّت در سراسر جهان شويم و يا بوجود واجب الوجود ما فوق طبيعت ايمان بياوريم .
مادّه و حركت آن
موجودات مادى در حركتاند ، و ماده خود حركت دارد .
از ذيمقراطيس نقل كردهاند كه جواهر فرد ( اتمها ) بين خودشان حركت دائرهاى و حركت تصادفى دارند .
( لوسپوس ) ميگويد اتمها از ازل حركت دارند ، موجودات مادى بوسيله اجتماع آنها ظاهر و بواسطهء انفكاك و جدائى آنها مخفى ميشوند .
( ابيقورس ) نظريه ميداد كه ذرات در خلاء لايتناهى حركت هميشگى دارد ، و اين حركت طورى است كه آنها تصادم نموده و حركت مخروطى ( مانند حركت چرخ باد ) را توليد مىكند و بالاخره بتركيبات مخصوصه و صورتهاى متنوعه و متغيره منجر مىشود .
( بخنر ) حركت اتمها را باثر تضاد قوهء جذب و قوهء دفع پنداشته و دفع و جذب را در عمق خود طبيعت اتمها ميدانست « 1 » .
مادييّن دياليكتيكى نيز همهء اشياء را در حال حركت مىپندارند و همين حركت را باعث تكامل آنها ميدانند .
نگارنده حركت مادّه را نيز دليل ديگر بر مخلوق بودن ماده و حدوث آن دانسته و برهان قوى بر عدم صلاحيت و شايستگى آن
هامش
( 1 ) ص 298 الرجلة المدرسية