روى اين اساس ثابت شد كه عناوين تمام موجودات مادى اگر چه نسبت بخودشان ناشى است ، ولى نسبت به خود ماده عرضى گفته مىشود ، مثلا عنوان آب و آتش و سنگ هرچند براى خود آب و آتش و سنگ ذاتى است يعنى قابل سلب نيست ، نميشود كه آب آب نباشد آتش آتش نباشد ، سنگ سنگ نباشد .
ولى نسبت باصل ماده ( ذرّات ) عرضى است و مىشود كه هر عنوان مفروض جاى خود را بعنوان ديگر بدهد .
ولى كار به همين جا خاتمه نيافت ، ساينس مقام ماده ( صنم ماديها ) را كه خيال ميشد مقام نهائى و يا حد اولى است پائين آورد ، و معبود ماترياليستها و مادّيها را بكمك نظريهء نسبى انيشتن از پا درآورد .
بلى : نظريهء نسبى ميگويد حجم حجم نسبى است نه اينكه ثابت و لا يتغيّر باشد ، بلكه باثر سرعت حركت حجم وى زياد مىشود ، و جاى ترديد نيست كه حركت يكى از علائم و آثار قوّه و انرژى است و ازين جا دانسته مىشود كه زيادتى جسم و ماده جز انرژى متراكم چيز ديگر نيست بلكه مطلق حجم جز قوّه يك جا شده مفهومى ندارد .
ازين جا فهميده مشيود كه عنوان ماده هم ذاتى نيست زيرا اين عنوان بنوبت خود نيز در معرض زوال قرار ميگيرد و جهان مادّى ما جز انرژى و قوه محض چيز ديگرى نيست .
بلى مادّه را نبايد ازلى دانست و نه مىشود كه ازلى باشد بلكه حادث و مسبوق بعدم است . ( جان كولند كوثرن ) دكتر فلسفه استاد
متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى) — صفحة 69
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٦٩