خواستهاند نطفه سوسياليسم را در كشورهاى مورد نظر امر طبيعى جلوه دهند چون سوسياليستى نقيض سرمايهدارى است و قانون طبيعت است كه هر شئ نقيض خود را در خود ميپروراند تا آنكه كمونيستى پس از سوسياليستى پديد بيايد ، و دنيا را گلستان نمايد و براى مرعوب كردن سادهدلان الفاظى را هم مانند ( تز ، انتىتز ، سنتز ) استعمال ميكنند ! ! « 1 » .
و شايد غرض از اصل ديگر اين نظريه ( هر چيز در حركت و تحول است ) انكار دين و مقدّسات اخلاقى باشد ، تا زمينه را براى وقوع هرج و مرج در بين آن عده از سادهدلانى كه تسليم شهرت و جاهطلبى شدهاند آماده نمايند ، تا آنكه جائى براى قدم سوسياليستى پيدا شود .
چانچه غرض اين پيشقراولان استعمار شرقى از اصل سومشان ( حركت ناگهانى و تغيير دفعى و جهش و تبديل كميّت بكيفيت ) تجويز بلكه لزوم انقلاب سوسياليستى است ، زيرا اين آقايون
هامش
( 1 ) يكى از ماترياليستها مىنويسد : هر قضيه كه در حال تكامل است تز ناميده مىشود ، تز بواسطهء علل و عواملى كه خود توليد مىكند به ضد و نقطهء مقابل خود كه انتىتز نام دارد مبدل مىشود ، اين انتىتز كه تحت تاثير شرائط مختلف جديد است خود مبدء يك مرحله جديد تكامل مىشود ، اين جمع شدن و تأثير شرائط جديد و تشكيل يك منشأ جديد تكامل را سنتز ميگويند .
و ما در سابق سخنى درين باره گفتهايم