اساسا اين نظريه را ليدارن سوسياليستى براى استعمار كشور هاى عقبمانده و يا بعبارت صحيحتر ، كشورهاى عقب گذاشته شده ( و باصطلاح خود اربابان زورمند ، كشورهاى در حال رشد و انكشاف ) سنگرى قرار دادهاند كه در ميدان رقابت از غربيها و استعمارگرى آنها عقب نمانند .
و چون هدف از ريخت و تركيب اين نظريه استعمار و استثمار است ، لذا در مسائل آن كمتر دقت به كار رفته و حتّى اركان اصلى آن غلط و بلكه بسخنان بچهگانه شباهت دارد و يا سخيفتر از آن .
مثلا از اصل وقوع تناقض ( كه مخالف تمام قواعد بشرى است )
هامش
- ( 3 ) موجودات را مطلق ، غير قابل ادراك ، ازلى پنداشتن سومين خاصيّت متافيزيك است . ( 3 )
البته اين جملات تا حدودى در حد ذات خود صحيح و قطعى و تا حدودى درست نيست و انتساب آنها بمتافيزيك افتراء و دروغ است .
بنا بمفهوم متافيزيكى در اجتماع چيزى تغيير حاصل نمىكند . . . در سياست . . . رژيم سرمايهدارى را قطعى و ابدى ميداند . ( 4 )
( 5 ) امكان ندارد پيرو متافيزيك طرفدار انقلاب باشد . ( 5 )
و دهها نمونهء ديگر كه يا نظريهء يك نفر نويسندهء مسيحى بوده وانگهى عملا يا جهلا به همه خداپرستان نسبت داده شده و يا دروغ و جعلى صرف مىباشد و بهر حال نسبت بدين واقعى خدائى كه اسلام باشد ربطى ندارد .
( 1 ) ص 106 اصول مقدماتى فلسفه ژرژ ( 2 ) ص 109 ( 3 ) ص 111 ( 4 ) ص 119 ( 5 ) ص 125 همان كتاب