آرى همهء موجودات امكانى در حدوث و بقاء خود بارادهء نافذه واجب الوجود محتاج است و بر خلاف پندار عوام ، اعدام كائنات محتاج باعمال ارادهء خداوندى نيست بلكه اراده نكردن بقاء كائنات مقارن با بردبارى آنها است ( دقّت شود ) شاعر حكيمى همين موضوع دقيق فلسفى را چنين بيان مىكند .
گر فيض تو يك لحظه بعالم نرسد * معلوم شود بود و نبود همه كس !
توجه به اين مسألهء عقلى و فلسفى ، معرفت و ايمان متديّنين را بيشتر ميكندو ارتباط معنوىشان را با خالقشان محكمتر ميگرداند اميد است كه براى فهم اين مطالب خوانندگان عزيز بيك دفعه مطالعهء سطحى اكتفاء نكنند .
نتايج مضامين فوق بطور خلاصه :
1 - ممكن محتاج و نيازمند بخارج خود است و بدون عامل مؤثر محقق نميشود .
2 - احتناج ممكن ضرورى است و قابل زوال نيست .
3 - سبب احتياج نفس وجود و يا حدوث آن نيست .
4 - فلاسفهء ماركسى نظر عميقى بمسائل فلسفى ندارند .
5 - سبب حاجت ، امكان است .
6 - الهييّن اسباب طبيعى را قبول دارند .
7 - تمام كائنات لحظه بلحظه در وجود و صفات و فعال خود بذات مقدس خداوندى مفتقرند ، و فيض او آنا فآنا به همه بايد برسد ،