خواص ديگرى هم براى مفهوم واجب الوجود است كه بعضى از آنها براى آنانيكه فلسفه و كلام نخواندهاند قابل درك نيست ، و پارهاى از آنها اگر قابل درك باشد ولى سهل و ساده نيست و محتاج به تفكر عميق و دقيقى نيست ، و بعضى از آنها در مباحثهء صفات خداوندى خواهد آمد و بعضى از آنها آنقدر مهم نيست كه ذكر شود .
ولى به اين نكته بايد متوجه بود كه ما در تحليل مفهوم واجب الوجود و تحقيق خواص آن بر عليه ماديّين سخن نگفتهايم ، بلكه مطالب بالا حقايق علمى مىباشد كه خواه خداشناس باشيم خواه مادّى بايد آن را قبول كنيم .
خواص ممكن الوجود
حالا كه پارهاى از خواص واجب را دانستيم خوبست به مفهوم ممكن بپردازيم و آن را در منطق عقل و خرد تحليل كنيم .
ممكن الوجود مفهومى بود كه ماهيّت آن در حريم ذات خود تقاضاى هستى و نيستى را نداشت و ترجيح هر كدام بر ديگرى و متصف شدن وى بوجود خارجى و عدم ، تابع اسباب خارجى بود .
بارى هيچ ممكن موجودى بدون سبب نخواهد بود ، و هيچ ممكنى بدون علّت تحقّق نخواهد يافت و اين موضوع تا حدود زيادى حسى و مشهود است كه محتاج به بحث نيست .
علم هم مانند فلسفه تمام ماديات و پديدههاى مادى را تابع علل و اسباب معينهء آن ميداند ، و اساسا بناى تمام علوم تجربى كه زندگانى