چرا اين قوانين وجود دارد و به شكل خاص خود عمل مىكند ؟ حتى دورترين احتمال تصادفى و اتفاق بودن حوادث كاملا از ميان ميرود .
آيا در ترتيبى كه شيمىدان بزرگ روسى مندليف صد سال پيش از اين براى عناصر شيميائى داد و آنها را برحسب زياد شدن وزن اتمى آنها مرتب كرد ، دور بودن عناصر و اينكه عناصر مشابه با يكديگر به شكل خاصى كنار يكديگر قرار مىكيرند ، خاصيتى است كه به صورت معقولى ميتوان آن را نتيجهء تصادف دانست ؟
اگر بناء باشد كه تصادف را در اينجا دخيل بدانيم ، ديگر امكان پيشگوئى عناصر كشف ناشده و ياد كردن از خواص آنها كه تقريبا پس از اكتشاف به همان صورت بوده نمىتوانسته است امكان پذير باشد و به همين جهت است كه پس از تعميم آن را بنام « تصادف دورى » نناميده بلكه « قانون دورى » گفتهاند .
آيا هيچ آدم عاقل و مطلّعى ميتواند باور كند كه مادهى بىحس و بىشعور بنا به تصادف خود را آغاز كرده و به خود نظم بخشيده ، و اين نظم براى وى باقيمانده باشد ؟ شك نيست كه جواب اين سوال كلمه ( نه ) است .
در شيمى اين مطلب بدست آمده كه ماده روزى نابود مىشود ، منتهى نابودى پارهاى از مواد بىاندازه كند است ، و نابودى پارهى ديگرى بىاندازه تند ، بنابراين وجود مادهء ازلى نيست ، و از اين قرار ناچار آغازى داشته است .
متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٨٩