و غير عرب آن زمان برتر بود .
قرآن از علوم تجربى مطالبى دارد كه از معجزات علمى اين كتاب است و اگر به كتب مربوطه به اين رشته با فكرى آرام و بى طرف و وجدان سالم مراجعه شود به كمال سهولت به آسمانى بودن قرآن تصديق مىشود .
بنا بر اين خوب است سروش را در خوابهاى آشفته خودش بگذاريم تا به اندازه كمبودهاى روانى خود خواب ببيند و تعبيرش كند ،
وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ
( نحل : 36 ) .
سخن آخر
گفته مىشود كه سروش در مورد انكار وحيانى بودن نبوت و قرآن دو نظريه داشته ؛ نظريه اول پيش از بيست سال بوده و دومى از چهار سال به اينسو ! او دو فرضيه خود را چنين معرفى كرده است :
قرآن يا كلامى است مستعار ، مخلوق ذهن و محصول تجربه محمد ( ص ) .
يا رويايى جاندار و مخلوق خيال خلاق و صورتگرى محمد ( ص ) .
هر دو نظريه از نظر مسلمانان ، الحادى و مخالف اصول و فروع دين اسلام است ، منتهى نظريه دوم خرافىتر و دور تر از عقل است و نظريه اول دور تر از رياكارى است . وقتى نوشته هاى نويسنده را كه با كمال اقتصار بيان شده خوانده باشيد حقه بازى اين نظريه پرداز هم آشكار مىشود .
او هيچ دليل معقول و علمى بر اثبات ادعاى خود اقامه نتوانسته و همهاش شعارهاى برخواسته از عقده درونى اوست ، كه مقامى به او نرسيده ؛
« وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِداً »
( كهف : 17 ) .