و امثال اين عبارات كه در قرآن مجيد ذكر شده ، همه به لحاظ تشريعى مىباشد نه تكوينى . و بايد بين تكوين و تشريع كه تفاوت مفهومى بسيار زيادى دارند اشتباه نشود كه به معرفت خداوند آسيب مىرساند . و الله الموفق .
به هر حال خداوند ، نه ماده است و نه داراى عوارض ماده ؛ از قبيل زمان و مكان و جهات ششگانه ( فوق ، تحت ، راست ، چپ ، پيش و پس ) و نه ديدنى « 1 » و درك شدنى است ، و نيز خداوند ؛ مثل ما كه روح و نفس ناطقه داريم ، ندارد و لذا مانند رضا و غضبما ، و خوشحال شدن و بد حال شدن و تحّول ندارد ، آنچه كه در قرآن از رضا و غضب به خدا نسبت داده است بايد در تفسير آن دقت شود چون متكلمين در علم كلام خداوند را محل حوادث نمىدانند . والله يهدى من يشاء .
غرض از خلقت انسان
« . . . وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ . . . »
( غافر : 5 ) و
« يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ »
( يس : 30 ) ؛ هر امتى خواست رسول خود را بگيرند ( از دعوت به حق و هدايت مردم او را جلو گيرى كنند و براى از بين بردن حق با او مجادله و مغالطه كنند . . . و افسوس و حسرت بر بندگان ، هيچ رسولى براى آنان نيامد مگر اينكه آنان را مورد استهزاء قرار دادند .
اين دو آيهى شريفه كم نظير نيستند ، قرآن از اين گونه شكايات زياد دارد اگر براى تحليل اين آيات الهى بنشينيم نتيجهى پايان كار ما اين مىشود كه بگوييم : هدف اولى و اصلى از خلقت إنس و حتى جن عبادت نبوده و ما آن را نمىدانيم ، عبادت سبب ثانوى بوده كه از
هامش
( 1 ) - در احاديث برادران اهل سنت آمده است كه : خداوند در قيامت ديده مىشود ؛ ولى پارهى از دانشمندان مشهور اهل سنت ؛ مانند فريد وجدى در كتاب مشهور خود ؛ دائرة المعارف قرن بيست در مادهى رؤيت ، آن را توجيه نموده است و قوشجى متكلم اشعرى در شرح تجريد تصوير ديگرى از آن دارد .