تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨

سخنى در مورد پيامبرى ( ص )

« وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ ، لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ ، فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ »
( القلم : 48 - 50 ) ؛ در برابر حكم پروردگارت صبر كن و چون صاحب ماهى ( حضرت يونس ) مباش كه با خشم و غيط نداكرد اگر نعمتى ( قبول توبه اش ) او را در نمىيافت با حالتى نكوهيده در بيابان بىسقف مىافتاد ( ولى ) پروردگارش او را برگزيده و از جمله‌ى صالحين اش قرار داد . امت لجباز يونس به دعوت چند ساله‌ى پيامبر بزرگوار شان گوش ندادند و خداوند هم به او وعده‌ى نزول عذاب آنان را داد ، لذا يونس رغم التماس بعضى از مؤمنين كه از بين مردم نرود ، رفت ، روز موعود عذاب نازل شد ؛ ولى مردم قبل از رسيدن عذاب ، به خداوند رجوع كردند ، و خداوند به عنوان يك استثناء از رسانيدن عذاب به امت او جلوگيرى و آن را دفع كرد . يونس به راه خود ادامه داد تا در كشتىاى سوار شد تا از امت لجباز خود دور تر شود ، بى خبر از اينكه آن قوم به شكل خارق العادة در يك لحظه ، به خدا رجوع كردند و مؤمن شده‌اند ! اهل كشتى مبتلا به ماهى عجيب دريايى شدند كه سواران قرعه‌اى انداختند كه به نام يونس ( ع ) برآمد او را به عنوان وجه المصالحه نجات كشتى و سواران آن ، به دريا انداختند و ماهى مطلوب خود را يافت و يونس را در شكم برد و از مزاحمت كشتى منصرف شد . نداى يونس كه به عاقبت كم صبرى خود متوجه شده بود در آن جاى تنگ بلند شد :
« وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ، فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ »
( الأنبياء : 87 - 88 ) ؛ صاحب ماهى ( يونس ) وقتى با غضب بر كفار امت ، رفت ( و بالاخره در شكم ماهى