بعضى از نويسندگان مادى ؛ طفلانه و ساده لوحانه ، جواب دادهاند ، حيات و زندگى از كرات و يا كهكشانهاى ديگر به زمين ما آمده است ( قدمش مبارك ! ! ! ) اين نويسنده و هم نظر آن ، دو مطلب بسيار واضح را نفهميدهاند و گرنه جرئت نمىكردند آبروى خود را ببرند .
اول : حياتى كه در كهكشان ديگر بوده از كجا آمده بود ؟ ! به اصطلاح عقلى ، يا دور لازم مىآيد و يا تسلسل كه هر دو ناممكن است ؛ و البته كه هيچ دانشمند مادى اين سؤال را جواب داده نمىتواند .
دوم : حرارتى كه در آن كهكشان و در بالا بوده هيچ مجالى را براى زنده ماندن جرثومهى حيات نمىگزارد .
بلى مؤمنين به خداوند به آسانى جواب مىدهند : حيات خداوند عين ذات اوست . و حيات مخلوقات مادى و جسمانى چه در اين كره و چه در كرات ديگر از حيات او پيدا مىشود
« هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ . . . »
( غافر : 68 ) ؛ تنها او زندگى مىدهد و مىميراند !
مسابقهى سر نوشت ساز إنسانيت
« سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ »
( الحديد : 21 ) ؛
1 - شروط مسابقهگزاران ، در اين آيه بيان نشده چون روشن بوده ، شرط آن بلوغ وعقل « 1 » است و شرط ديگرى ندارد ، زن و مرد مشتركند سياه و سفيد و زرد و سرخ را نمىشناسد سالم و مريض ، فقير و ثروتمند ، سلطان و گدا ، همه دعوت شدهاند و نژاد و قوم و منطقه و عيب بدنى ، هيچ مدخليت ندارد .
هامش
( 1 ) - بعيد نيست مسابقه ، دخترها و پسرهاى مراهق نا بالغ را نيز شامل شود .