است . ولى شكى نيست كه مقام علمى مسلم در احاديث اهل سنت بسيار بلند است اگر جمعى از احاديث او مورد اجماع نباشد حد اقل مشهور بين علما مىباشد .
بنا براين احاديث وارده در تحريف كه مسلم آنها را نقل كرده يا مجمع عليها نزد علماى اهل سنت است و يا مشهور .
2 - سيوطى در اتقان خود ( ج 1 / 112 ) به چند طريق نقل مىكند كه دو سوره ديگر به نام سوره خلع و سوره حفد در مصحف ابن عباس و ابن ابى كعب وجود داشته است .
3 - او در ج 2 / 42 اتقان از آيات ديگرى كه ساقط شدهاند خبر ميدهد .
4 - در منتخب كنزالعمال از ابن ابى داود و ابن انبارى و ابن شهاب نقل مىكند كه قرآن ( نازل از قرآن فعلى ) بيشتر بوده ولى دانشمندان قرآن در واقعه يمامه كشته شدند و ديگران بلد نبودند ، لذا همهى قرآن نوشته نشد و مقدارى از بين رفته است « 1 »
بعضى از دانشمندان مىگويند : قسمت عمده علماى شيعه به روايات تحريف قرآن مجيد إعتناء نكردهاند چه اسانيد آنها معتبر بوده و چه ضعيف و مجهول و قائلين به تحريف جمع قليلى بودهاند ، حتى از دانشمندمشهور آقا بزرگ تهرانى نقل شده كه استاد او محدّث نورى كه كتابى در اثبات تحريف قرآن نوشته ، ( مكرراً ) مى گفته كه من به صيانت قرآن اعتقاد دارم نه به روايات مثبت تحريف كه در كتاب خود ( از هر جا ) نقل كردهام ( خداوند از سر تقصير اين محدّث بگذرد )
ولى علماى محترم اهل سنت اكثر آنان روايات تحريف را قبول دارند ولى از آن به نسخ در قرائت نام بردهاند كه خود شان به آنچه گفتهاند داناترند .
و بايد همهى اين روايات رد يا توجيه ديگر شود .
هامش
( 1 ) - آنچه را كه از صحيح بخارى و صحيح مسلم نقل كردهام از خود آن دو كتاب نقل كردهام و آنچه از ساير كتب نقل كردهام از مقدمه كتاب البيان استاد بزرگوار ما آقاى خويى مىباشد .