تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
جَل‌َّاسْمُهُ لا لِلنّاسِ . « 1 » « و حقّ كسى كه به آموزش و تربيت علمى تو مىپردازد اين است كه : او را بزرگ داشته و احترام نمائى و مجلس او را گرامى بدارى . به سخنانش نيكو گوش‌دهى و قلب و خاطر خود را به او سپرده و به وى توجّه نمائى تا بهرهء خود را از علم و دانش او استيفاء كنى . صدايت را بر او بلند نسازى و در پاسخ سؤال هيچ يك از شاگردان بر او پيشى نگيرى . در مجلس او با هيچ كس تكلّم ننموده و در محضر او از أحدى غيبت و بدگويى مكنى . اگر در حضور تو از استادت به بدى ياد شد از او دفاع كرده و عيوب وى را بپوشانى و خوبىها و محاسن او را ظاهر و آشكار نمائى و با دشمن او مجالست و با دوست او دشمنى نكنى . اگر اين حقوق را رعايت نمودى ، ملائكهء پروردگار شهادت خواهند داد كه تو تنها براى خدا قصد آن استاد را نموده و از او علم مىآموزى ، نه براى مردم . » بارى ، از خصلت‌هاى بارز ايشان ، خضوع و تواضع و ادب نسبت به اساتيدشان بود . سيرهء ايشان اين گونه بود كه هر چه را به عنوان حقّ و وظيفه تشخيص مىدادند بدان عمل مىنمودند و در عمل به فرمايشات أئمّهء أطهار عليهم السّلام و دستورات شرع ، امر ديگرى را لحاظ ننموده و مطيع و عبد محض بودند ؛ وقتى مىديدند در شريعت آمده است : مَنْ عَلَّمَنى حَرْفًا فَقَدْ صَيَّرَنى عَبْدًا . « 2 » « هر كس به من چيزى بياموزد مرا بندهء خود ساخته است . » همين يك
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 42 ، كتاب العقل و العلم و الجهل ، أبواب العلم ، باب 10 ، ح 6 . ( 2 ) . علّامه والد دربارهء سند اين حديث در مهر تابان ، ص 108 بحث فرموده‌اند ؛ شهيد ثانى ( ره ) در منيةالمريد ، ص 243 ميفرمايد : قالَ النَّبىُّ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ و ءَالِهِ : مَن عَلَّمَ أحَدًا مَسألَةً مَلِكَ رِقَّهُ . قيلَ : أيبيعُهُ وَ يَشْتَريهِ ؟ قالَ : ل بَل يَأمُرُهُ وَ يَنهاهُ . « رسول خدا صلّى الله عليه و آله وسلّم فرمودند : هر كس به ديگرى مسأله‌اى بياموزد ، مالك او ميگردد . از خدمت حضرت سؤال شد : آيا او را همچون بنده‌اى مىفروشد و مىخرد ؟ فرمودند : نه ، ولى ميتواند او را أمر و نهى نمايد . »
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 91 | السيد محمد صادق الطهراني