قدّسسرّه كه از بزرگان علماء طهران بودند بحث مىفرمودهاند .
روابط صميميّت و محبّت از همان زمان بين ايشان و اين بزرگواران برقرار بوده است . در سفرى كه چند سال قبل به نجف أشرف مشرّف شده بودم و خدمت حضرت آية الله سيستانى رسيدم چون خود را معرّفى كردم ، ايشان بسيار مشعوف شده و فرمودند : « ما با يكديگر هم بحث بوديم و خاطرات بسيار خوبى داريم و اكنون با آمدن شما ، خاطرات آن زمان برايم يادآورى شد . » « 1 »
اين صميميّت و احترام از برخى نامههاى ايشان آشكار است . نامهء ذيل كه مربوط به سال 1397 هجرى قمرى و قبل از تشرّف علّامهء والد به أرض أقدس رضوى است ، پاسخ نامهاى است كه ايشان همراه با موسوعهء اوّل و دوّم از رسالهء رؤيت هلال به محضر آية الله سيستانى ارسال فرمودهاند و آية الله سيستانى از موافقت نظر خود با ايشان و نپذيرفتن رأى مرحوم آية الله خوئى
هامش
( 1 ) . از جمله خاطرات ايشان از مرحوم علّامهء والد قدّسسرّه كه نقل آن مناسب مقام است ، مطلبى است كه صديق مكرّم جناب حجّة الاسلام و المسلمين حاج شيخ محسن سعيديان زيدعزّه از حضرت آية الله سيستانى مدّظلّه نقل نمودند كه در سفرى كه در سالهاى أخير به محضر ايشان رسيدهاند و از مرحوم علّامهء والد بحث شده است ، در تعريف و تمجيد از ايشان فرمودهاند :
يكبار ايشان از حضرت آية الله العظمى خوئى دعوت نمودند و من در معيّت حضرت آية الله خوئى به منزل ايشان رفتيم . آن منزل استيجارى بود و ايشان پس از چندى از آنجا به منزل ديگرى منتقل شدند . بعداً كه من مىخواستم خانهاى تهيّه كنم ، اتّفاقاً به همان منزل رفته و آن را بررسى نمودم و ديدم عجب مكان نامناسب و مخروبهاى است ، با خود مىگفتم : « آقاى حاج سيّد محمّدحسين با آن سيماى بشّاش و جذّاب كه هر كس او را ببيند ، خيال مىكند از ثروتمندان و مرفّهين است ، چطور چند سال در اين خانهء مخروبه زندگى كردهاند ؟ ! راستى كه تعجّب است از صبر و زهد و تقواى ايشان . » و به هر صورت آن خانه را براى سكونت خود نپسنديدم . زندگىكردن ايشان در آن خانه واقعاً نشانهء درجهء بالائى از زهد بود .