مناسبتى نباشد بطور مستقل باب توسّل به ساحت قدس ائمّه هدى عليهم السّلام را باز كرده و پرونده سخن را با اين عطر الهى خوشبو ساخته و مهر ختم مىنهند كه به تعبير قرآن
خِتامُهُ مِسْكٌ
شود .
و اين توسّل بركاتى نورانى دارد كه بررسى آن خود مقام ديگرى دارد ؛ اجمالًا اينكه : موجب احياء تاريخ مظلوميّت اهل بيت عليهم السّلام و مقاومت آن بزرگواران در برابر ظلم و ستم ، و آموختن درس ايثار و گذشت و پايدارى از آنان ، و برقرارى ربط درونى با انوار قدسيّه ايشان ، و جلب رحمت واسعه الهيّه ، و تحصيل نورانيّت و صفاى سرّ مىباشد . حضرت امام صادق عليه السّلام فرمودند :
نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا تَسْبِيحٌ ، وَ هَمُّهُ لَنَا عِبَادةٌ ، وَ كِتْمَانُ سِرِّنَا جِهَادٌ فِى سَبِيلِ اللَهِ .
« آهى كه انسان غم زده بر اثر ظلمى كه بر ما شده است ، از سر درد بر مىآورد تسبيح الهى است ، و غصّهاى كه براى تضييع حقّ ما مىخورد عبادت است ، و رازدارى امر ما جهاد در راه خداوند است . »
آنگاه خود حضرت فرمودند : يَجِبُ أَنْ يُكْتَبَ هَذَا الْحَدِيثُ بِالذَّهَبِ . « بايد اين حديث را با طلا نوشت . » « 1 »
با وجود اينكه چنين امرى چندان در كتب مؤلّفين مرسوم نيست ولى حضرت آقا از إحياگران اين شيوه ارزشمند هستند و جلسات بحث خود را با همان حال و هواى گفتارى به سمت توسّل پيش مىبرند ، و بسيار هنرمندانه بدون آنكه هيچگونه خلل و سكتى به مطلب وارد آيد آنچنان عشق و شورى بر فضاى بحث افكنده و جان را تلطيف مىكنند كه غالبا خوانندهاى كه غرق در
هامش
( 1 ) « بحار الأنوار » ج 44 ، ص 278 ، حديث 4 ، از « أمالى شيخ مفيد »