و زنده و پويا اسوه مساجد ديگر ساخت .
در خلال اين سالها ارتباط خود را با مرحوم آية الله شيخ محمّد جواد أنصارى و مرحوم حضرت آقاى حدّاد از طريق مكاتبات و مسافرتهاى متعدّد استمرار بخشيدند و در سايه دستورات إلهى اين بزرگواران مراحل ترقّى را يكى پس از ديگرى پيمودند تا نهايةً به بالاترين درجات معنوى رسيده و در اوج قلّه توحيد استقرار يافتند .
ايشان در آغاز ورود به طهران و استقرار در سنگر هدايت مردم اساسىترين كار را تشكيل حكومت اسلام دانسته و در راستاى حركت به سمت تحقّق آن به ايجاد جلسات همفكرى با علماى بزرگ و طرح و پىگيرى مسائل مختلف و مشكلات اين مسير طولانى پرداختند كه با رحلت آية الله بروجردى و تحرّكات اسلام ستيزانه حكومت شاه و قيام مردم به زعامت عالمان دينى و درخشش فوقالعاده حضرت آية الله خمينى در اين صحنه حضرت آقا كه با ايشان سابقه آشنائى داشتند ارتباطى دقيق و محكم را پىريزى نموده قدم به قدم در مسير شروع و اوجگيرى نهضت به هم فكرى و همكارى گسترده پرداختند ، و ضمن جذب ياران مطمئن و متعهّد براى فداكارى در مسير حذف حكومت طاغوت و تحقّق حكومت اسلام از هيچ تلاشى دريغ نكردند ، و در مواقع حسّاس براى نجات رهبرى نهضت از زندان و اعدام فعّاليّتى وسيع و همه جانبه و مؤثّر را طرّاحى و اجرا نمودند .
در ادامه نهضت با توجّه به اصرارشان بر لزوم كار تشكيلاتى و منسجم و به دنبال تبعيد آية الله خمينى به نجف اشرف ، حركات روشنگرانه و مبارزات سياسى خويش را در قالبى ديگر و با پوششهاى لازم ادامه داده و سالهاى تلخ و نفسگير دوره حكومت سياه طاغوت را با جنگى فرهنگى عليه طاغوتيان بسر آوردند و با ناكام گذاشتن نيروهاى اطّلاعاتى دشمن و نهايت استفاده از
آيت نور (يادنامه عارف بالله حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسينى طهرانى) — صفحة 55
مساهمون: جمعى از فضلا
ص٥٥