وجود است مانند شرطيّت طهارت نسبت به نماز .
و بناءً عليهذا بر جميع مكلّفين واجب است كه اين شرط را متحقّق كنند ؛ يعنى با تشكيل حكومت اسلام و امكان اقامه امام يا حاكم شرع مطاع بدون خوف و تقيّه در جائى كه اقامه حدود شرعيّه ممكن باشد و حاكم بدون پروا بتواند مصالح مسلمين را در خطبه بيان كند ، اين فريضه الهيّه را بجاى آرند و از تركش كه موجب موبقه مهلكه است بپرهيزند .
پس در زمان عدم اقامه اين نماز يك فريضه مهمّ الهى عمدا ترك شده است ، و وعده خذلان دنيوى و عذاب اخروى داده شده است . غاية الأمر چون بدون اقامه مجتهد عادل مبسوط اليد تحقّق نمىپذيرد ، بايد مسلمانان به جهت تحقّق شرط وجود ، تشكيل حكومت اسلام دهند تا حاكم بتواند اقامه كند ، و اگر ندهند چون اقامه آن براى فقيه ميسور نيست همه گناه كردهاند به جهت ترك واجب بر اساس ترك مقدّمه آن ، چون ترك نماز به جهت ترك تحصيل طهارت .
و اين حقير درباره وجوب عينى تعيينى نماز جمعه ، در دوران اقامت در نجف أشرف ، رسالهاى نوشتهام كه شايان ملاحظه است . « 1 » »
حضرت آقا در اين رساله مستدلّ و مبسوط كه از تحرير آن در نهم صفر الخير سال 1372 هجرى قمرى فارغ شدهاند اقوال مختلف درباره نماز جمعه و أدلّه هر يك را نقل و نقد نموده و وجوب تعيينى آن را در هر زمان و مكان به وجوه عديده اثبات و مطالب بلند ديگرى را نيز بالمناسبه ذكر فرمودهاند .
هفده سال بعد ، در سال 1399 ، در ماه جُمادَى الاولى ( يعنى دو ماه پس از پيروزى انقلاب اسلامى و در نخستين روزهاى تأسيس نظام جمهورى اسلامى ) ايشان اين رساله را مجدّدا ملاحظه و حواشى ارزشمندى بر آن افزودهاند
هامش
( 1 ) . « معاد شناسى » ج 3 ، ص 70 ، تعليقه