طرح برخى از اشكالات مخالفين فلسفه ،
و پاسخ آن 50
اشكال اوّل :
« تمامى معارف در كتاب و سنّت يافت مىشود و ديگر نيازى به علوم عقليّه نيست » ؛ و پاسخ آن 50
علوم عقليّه ، راه رسيدن به معارف است 51
اشكال دوّم :
« يادگيرى علوم عقليّه بدعت است » ؛ و پاسخ آن 52
دعوت كتاب و سنّت به عقل و تعقّل ، علم و تعلّم 52
آيا پيدايش هر چيز تازهاى « بدعت » است ؟ 53
مراد از تصوّف و فلسفهاى كه در برخى روايات ، مذمّت شده است 54
فلاسفهء اسلام ، پاسداران شرع و شريعت هستند 55
طلّاب علوم دينيّه بايستى در « حكمت متعاليه » مجتهد باشند 56
اشكال سوّم :
« اختلاف نظر فلاسفه ، دليل بطلان فلسفه است » ؛ و پاسخ آن 57
اختلاف آراء ، در تمامى علوم شايع است 57
لزوم پىجوئى حق ، در ميان آراء مختلف 57
مطلب سوّم : دربارهء نهايت سير معرفتى انسان
58
استقلال قائلشدن دربارهء حضرت ولىّعصر عليهالسّلام موجب شرك است 58
نفى استقلال از هر موجودى ، در آيات و روايات 59
مقصد خداست ، و امامان واسطهء فيضاند 59
وجود مقدّس امام ، آئينهء تمام نماى خداست 60
لزوم كسب فيض از نفس امامزمان عليهالسّلام در سير و سلوك إلى الله ( ت ) 61
بين كثرت عالم و وحدت پروردگار ، تنافى وجود ندارد 62
انحراف « وهّابيّه » و « شيخيّه » در باب معرفت پروردگار
63